سيد جعفر سجادى
1537
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
قَولِ شارِح - ( اصطلاح منطقى ) معلومات تصورى بديهى كه موجب وصول به مجهولات تصورى است معرف و قول شارح نامند . ( دستور ج 3 ص 120 ) . قَهّار - ( اصطلاح كلامى و عرفانى ) ذات حق است باعتبار صفت قهاريت كه اوست ، قهار بالاستحقاق . ( از تفسير حدائق ص 606 ) . قَهْر - ( اصطلاح عرفانى ) قهر از عبارات اهل الله است كه از روزگاران خود بيان كنند و مراد از آن تأييد حق باشد بفناء كردن مرادها و باز داشتن نفس است از آرزوها « هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ » . و مراد از لطف تاييد حق باشد ببقاء سر و دوام مشاهدت و قرار حال اندر درجت استقامت تا حدى كه گروهى گفتهاند كه كرامت از حق حصول مراد است . در شطحيات است : وضع قدم بر دوزخ تجلى قرب قدم حدوث را فعل او ، نعت او صفت اوست . صفت او ذات اوست ، واحدى است من جميع الوجوه از قهر به قهر تجلى كند ، قهرم قدم عين كنه است ، بر قهر فعل غالب شود ، تا قهر فعل از قهر قدم پر كند ؟ تأييد حق است بفناء كردن مرادها و باز داشتن نفس آرزوها چنان كه لطف تأييد حق باشد ببقا عمر و دوام مشاهدت و قرار حال اندر درجت استقامت تا حدى كه گروهى گفتهاند كه كرامت از حق حصول مراد است ( از شطحيات و كشف المحجوب ص 493 ) . قَهقَرى - ( اصطلاح بديعى ) و نثر يا نظمى را گويند كه اكر از كلمهء آخر شروع كرده معكوس نمايند نظم يا نثرى ديگر بدست آيد صحيح اللفظ و المعنى مانند « الجفاء ينافى الوفاء كه مىشود « الوفاء ينافى الجفاء » سلمان گويد : باحسان توئى حاتم برفعت توئى كسرى . بفرمان توئى آصف ببرهان توئى عيسى . . كه ممكن است گفته شود عيسى توئى به برهان . . . ( از ابدع ص 335 ) . قِيادَت - ( اصطلاح فقهى ) عبارت از سعى و كوشش براى جمع ميان دو محرم براى جماع است و اين شغل از گناهان كبيره است . ( از شرح لمعه ج 2 ص 294 ) . در معتقد الاماميه آمده است : هر كه مردى را با زنى يا با كودكى جمع كند . يا دو زن را از براى فجور جمع كند ، هفتاد و پنج تازيانه لازم بود ، اگر مرد باشد يا زن ، آزاد باشد يا بنده ، سر او ببايد تراشيدن و در شهر مشهور گردانيدن . و با زن نيز اين معامله كردن . و اگر بار دوم همين كند ، حدش بزنند ، و از شهرش بيرون كنند . و اگر سوم بار رجوع كند ، روايت كردهاند كه حدش بزنند . و اگر چهارم باشد ، توبه بر وى عرضه كنند . اگر قبول نكند ، وى را بكشند و پنجم بار بكشند بىآنكه ازو توبه خواهند . ( معتقد الاماميه ص 499 ) قِيَاس - ( اصطلاح منطقى و اصولى ) در منطق قياس گفتارى است مركب از دو يا چند قضيه كه تسليم به آن موجب